توهم
مردی هر روز راس ساعتی معين به گوشه ميدان شهر می رفت و لحظاتی كلاهش را از سر بر می داشت و به شدت تكان می داد، روزی پليس علت اين كار را از وی جويا شد. "با اين كار زرافه ها را دور میكنم".
"من در اين جا زرافه ای نمی بينم".
"اين نشان می دهد كه من كارم را درست انجام می دهم"
JokeFarsi
Kommentarer
Skicka en kommentar