رازهایتان را به زنان نگویید!!! زیرا زنها دو گونه با راز برخورد میکنن یا آن را انقدر بی ارزش میدانند که به همه میگویند یا آن را انقدر مهم میدانند که حیفشان می آید به کسی نگویند ...
🔺حکایتی از ملانصرالدین! 🔸می گویند ملانصرالدین از همسایه اش دیگی را قرض گرفت. چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد. وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید ملا گفت دی...
یارو تو قطب از یه اسکیمو میپرسه اینجا زن سفید پوست هست؟ میگه آره یارو میگه زن سیاه پوست هم هست؟ میگه آره یارو میگه زنی که هم سیاه باشه هم سفید هست؟ میگه نه دیگه اینو نداریم. ی...
پسر اصفهانیه به باباش میگه: 5 هزار تومن بده... باباش میگه: چی؟؟!!! 4 هزار تومن؟... 3هزار تومن میخوای واسه چی؟... بچه های مردم روزی 2 هزار تومن میگیرن... با همون هزار تومن کنار میان... اونوقت تو...
یارو سیبیلاش خیلی قشنگ بوده، دختره بهش میگه: میشه یه تارشو به من بدی؟ یارو دست میکنه تو شورتش، از باسنش یه مو میکنه میده بهش! دختره میگه عیییییییی خاک توسرت من موی سیبیلتو ...
🔹عب نداره، عوضش اومدیم یه جا باکلاس (واکنش یه ایرانی وقتی رفته یه جا و تا بی نهایت کردن تو پاچه اش)😂 🔸یکی اومده پیوی نوشته سلام، شما منو میشناسین؟ گفتم نه، گفت منم شما رو ن...
ديشب موقع افطار يه قابلمه گرفتم دستم الكي رفتم دم خونه دوستم پشت در وايستادم بعد از ۵ دقيقه ديدم ٢٠٠ نفر با قابلمه پشت سرم وايستادن منم بصورت نامحسوس مكانُ ترك كردم😜دکتر...
افطار خونه عمه ام دعوت بودیم شوهر عمه ام با کلی ذوق گفت : برنج رو من درست کردم یهو بابام گفت : شاپور ، تلویزیون و نگاه (( بی بی سی تیتر زده" شامپانزه توانایی لازم برای پختن غذا را ...
مریدی در نزد حکیم دستش رو خاروند و گفت : مثل اینکه قرار است پول دستم بیاد، لحظاتی بعد پایش رو خاروند و گفت : مثل اینکه قرار است به مسافرت بروم، بعد گوشش رو خاروند و گفت : یکی داره ...
یه شب بهروز به زنش می گه خانم من امشب هوس نون بربری کردم، زنش می گه خوب برو بگیر من هم بخورم... بهروز میره نانوایی میگه 2 تا نون بربری بدید. شاطر می گه چرا دو تا؟ می گه آخه خانمم هم هو...
دیدین تو این فیلما میخوان یکی رو با تفنگ بکُشن 🔫😰 یــه بالشت میذارن جلو لوله تفنگ که صداش نپیچه؟! 😷🤔 خواستم بگم اینا همه ش حقه های سینماییه 😑☝️ دیروز همه خواب بودن خواستم ...
🔸قرار بود واسه خواهرم خواستگار بیاد، بابام به شوهر عمه ام گفت: شاپور تو نیا! شوهر عمه ام گفت چرا؟! بابام گفت : نمیخوام با دیدن تو فکر کنند ما به هر کی از راه رسید دختر میدیم😂 🔹...
مردی رفت پیش پزشک و گفت : دکتر زود بیا آپاندیس خانومم درد گرفته. دکتر با تعجب گفت : من هفته پیش آپاندیس خانومت رو عمل کردم. مگه میشه یه نفر دو تا آپاندیس داشته باشه؟😮 مرد گفت : نه و...
آبادانیه می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟ آبادانیه می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت 10 ثانیه با تبر قطع کنم! آقا...
پسری با دوست دخترش تو مترو دعواش شد و دختره گذاشت رفت. یه پیرمرده دست گذاشت رو شونه پسره گفت: تا دیر نشده برو دنبالش نذار بره پسره گفت:رابطه ما دوتا واسهت مهمه؟ پیرمر...
دامپزشكي در يكي از روستاها در حال سخنراني آموزشي براي روستاييان بود. در ميان صحبتها اشاره كرد كه يك گاو نر سالم مي تواند روزانه ١٢ بار عمليات بارورسازي را انجام دهد! در همي...
داشتم اتاقمو جاروبرقی میکشیدم و در حینش ، آهنگم گوش میکردم هندزفری تو گوشم ، ولوم بالا و شروع کردم با جدیت تمام جارو کشیدن بعد ۵ دقیقه مامانم زد رو شونم!!! هندزفری رو در آورد...
زن از شوهرش میپرسه 😌 از چیه من خوشت میاد، صورت زیبا یا هیکل متناسبم؟ 😍🙈 شوهره یه نگاه به سرتاپاش میکنه و میگه: از اعتماد به نفست😒 😂😂 JokeFarsi
شاگردان برای مزاح روی تخته سیاه نوشتن شورت آقای معلم گلداره معلم دیدو با خونسردی گفت:من کاری ندارم ولی هر کی نوشته مامانش خیلی دهن لقه! 😏😂 JokeFarsi